تبليغاتX
بزرگترین وبلاگ آنتی دختر (ضد دختر)!!!
سلام! آیا شما دوس پسر دارید؟! آیا نگران احساس او نسبت به خودتون هستید؟! دلتون میخواد ببینید اون چقدر عشق و علاقه ی واقعی و درونی نسبت به شما داره یا به چشم دیگه ای به شما نگاه می کنه؟! ( منظورم اینه که واسه کلاس گذاشتن یا گذران وقت با شما دوست شده , خیاله بد نکنید! ) این تست رو تا آخر و به دقت بزنید و امتیازات خودتون رو جمع بزنید و در پایان از نتیجه با خبر شید واسه کنکورتون هم خوبه!!!

۱- با دوس پسر خود طبق فاصله ی قانونی روی نیمکت پارک نشستید که منکرات میاد بالای سرتون ...

الف) دوس پسرتون بلند میشه و میگه : مگه از روی نعش من رد شید بزارم زیدمو ببرید!

ب) دوس پسرتون فرار میکنه و شما هم جز فرار راه دیگه ای ندارید!

ج) دوس پسرتون فریاد میکشه دست از سرم بردار بابا من زن و بچه دارم!

۲- با دوس پسر خود در یک کافی شاپ نشستید ( مثلا" طبقه ی دوم یه کافی شاپ نزدیک کلانتری 15 ) و گارسون مِنو رو میاره ... 

الف) پسره مِنو رو میذاره جلوتون و میگه انتخاب کن عزیزم!

ب) دوس پسرتون یواش میگه من هر جا برم پیکمو خودم حساب می کنم اینجام فقط یه لیوان آب پرتقال می خورم!

ج) دوس پسرتون یه چیزی سفارش میده که شما اسمشم نمی تونید بگید و تند تند می خوردش و به بهانه ی اینکه باید مامانشو برسونه دکتر جیم می زنه و شما می مونید و میز!

۳- با دوس پسر خود توی ماشین نشستید که ناگهان یه 206 آلبالویی با 3 تا داف مشت و ضبط بلند میان کنارتون ... 

الف) پسره سرشو زیر میندازه و سرعتشو کم می کنه تا رد بشه!

ب) پسره سعی میکنه بدون اینکه شما بفهمید از همون مسیری بره که اونها میرن و چنتا شیرین کاری هم می کنه!

ج) در حالی که با یه دستش شما رو به زیر صندلی فشار میده تا اونا شما رو نبینند با دست دیگه لایی می کشه!

۴- دارید تو یه خیابون سوت و کور قدم می زنید و در مورد هوا صحبت می کنید که چنتا بچه ی شر بهتون تیکه میندازن مثلا" به پسره میگن خوش به حالت ... 

الف) دوس پسرتون در حالی که پشت به شما ازتون محافظت می کنه شروع می کنه به دعوا کردن و کتک خوردن!

ب) جوری که شما بشنوید اما اون اوباش نشنون چنتا فحش از اون خفن هاش نثارشون می کنه!

ج) در حالی که نمیتونه خندشو پنهان کنه میگه راستی امروز چقد هوا گرمه!

۵- با خونوادتون رفتین بازار واسه خرید که ناگهان دوس پسرتونو با خونوادش می بینید که اونام اومدن خرید ...

الف) دوس پسرتون کنترلشو از دست میده و چنان نگاه نافذی به ضمیمه ی یک لبخند لوس و شاید یه چشمک به شما تقدیم میکنه که بدجوری تابلو میشه!

ب) بدون اینکه به روی خودش بیاره سعی می کنه خونوادشو راضی کنه از همون مسیری که شما میرید حرکت کنن!

ج) شما رو نمیبینه حتی وقتی واسش دست تکون میدین!

۶- شما یه تک زنگ می زنید به گوشیش...

الف) کمتر از یک ثانیه بعد بهتون زنگ میزنه و 2-3 ساعت با هم حرف می زنید!

ب) 10 دقیقه بعد از تلفن عمومی بهتون زنگ می زنه!

ج) بهتون زنگ نمیزنه تا خودتون دوباره بهش زنگ بزنید ( سایلنت بوده لابد نشنیده!!!)

۷- رفتید خونه ی دوس پسرتون ( برای بجا آوردن سنت حسنه ی صله ی ارحام ) که اون شما رو تو اتاقش تنها میذاره تا مثلا گلاب بروتون بره دست به آب و شما از روی کنجکاوی کشوی میزشو باز می کنید و ... 

الف) یه فلش بک می زنید به 3 سال پیش که براش یه آدامس خریده بودید چون از اون آدامسه تا آخرین کادتون حتی نامه هاتون رو داره و حتی یه عکس که توش هنوز ابرو داشتید!

ب) تو کشوش کلی خرت و پرته که هیچ ربطی به عشق نداره!

ج) توی کشو کلی نامه ی عاشقانست که هیچ کدوم خط شما نیست و کلی عکس که هیچ شباهت خواهری به پسره نداره!

۸- دوس پسرتون گوشی موبایلشو کنارتون جا میذاره و این بهترین فرصته تا دفتر تلفن موبایلشو دید بزنید ... 

الف) اولین نفر اسمه یه پسره که با الف شروع میشه ولی شماره ی شماست (مثلاً اباذر خان !!!)

ب) فامیلی شما سر جاش به ترتیب حروف الفباست!

ج) اسم شما به وضوح دیده میشه البته بین 20 تا اسم دختر دیگه که اونام به وضوح نوشته شدن ( احتمالا مثله من اسمارو زود یادش میره!)

۹- روز ولنتاین هست و شما از قبل همه چی رو آماده کردید تا یه عصر دل انگیز رو با دوس پسرتون بگذرونید ... 

الف) همونطور که انتظار داشتید بهتون زنگ میزنه و باهاتون قرار میذاره و سر قرار بهتون یه گل هدیه میده و موقع خداحافظی با یه کادوی خفن غافل گیرتون میکنه!

ب) یه شاخه گل یا شکلات با یه نامه ی عاشقانه کادوی شماست!

ج) وقتی بهش زنگ می زنید کاملا" مشخصه که یادش رفته چه خبره امروز و وقتی از دستش ناراحتید و پشیمون میشید که کادوشو بهش بدید متوجه میشید اصلا کادویی نداشته که به شما بده!

۱۰- برای اینکه امتحانش کنید زنگ می زنید و بهش میگید که خواستگار دارید و باید همه چی تموم شه ... 

الف) گریه می کنه و ... ( بقیشو نمیگم تا آبروی هر چی پسره نبرده)!

ب) وقتی با آرزوی خوشبختی برات تلفونو قطع میکنه به خودش میگه حالا چه طوری دوباره مخ بزنم!! 

ج) بعد از چند لحظه سکوت با صدای یواش میگه : الان سر کلاسم بعدا زنگ بزن ( من موندم صدای کی بود گفت حکم گیشنیزه ولی کلا بیخیاله دوباره امتحان گرفتن بشید بهتره )

در تمام سوالات گزینه ی (الف) 5 امتیاز و گزینه ی (ب) 3 امتیاز و گزینه ی (ج) 1 امتیاز داره.

نتیجه: اگه امتیاز شما کمتر از 30 شده : دوست پسر شما اصلا شما رو دوست نداره. اگر شما هم اونو دوست ندارید خوب بهتره دیگه بهش زنگ نزنید مطمئن باشید که یادش نمی افته یکی از زیدا کم شده! اما اگه خیلی بهش علاقه دارید بهتره به سراغ نزدیکترین فالگیر , کف بین و جادوگر برید ( تو تهرون زیاد پیدا می شه) تا یه کم عرق مورچه رو با دم مار و چشم تمساح بده بهت تا بخوردش بدی بلکه علاقش بهت زیاد شه!

اگه امتیاز شما بیشتر از 30 شده : همای سعادت روی شونه شما نشسته و دوس پسرتون خیلی دوستون داره حتی ممکنه خر شه و باهاتون ازدواج کنه ( کله قند تو دلت آب می کنن؟!) اما نظر شخصی من اینه که یه همچین کجنونی بیشتر به درد کتابا می خوره نه زندگی و زن و بچه!

اگه امتیاز شما دقیقا 30 شده : همش گزینه ی (ب) رو زدی فکر کردی زرنگی به جرم تخلف امتحانی نمی تونی دوباره امتحان بدی!!!

+ به قلم حامد در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 و ساعت 0:39 |

سلام! امروز یک عکس دیدم که واقعا از این که ایران رو جمهوری اسلامی کردن خجالت کشیدم این چیه آخه این لباس  والا اگه مد هم باشه باید اینو نپوشید شما بگید آخه اینو واسه چی پوشیده؟اگه واسه جلب توجه نیست پس واسه چیه؟!

+ به قلم حامد در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 و ساعت 23:55 |

...

 

دختر: سلام خواهش ميكنم! Asl pls  ؟

 

پسر: تهران/حامد/2۰ و شما؟

 

دختر: تهران/نازنين/۱۹

 

پسر: چه اسم قشنگي! اسم مادربزرگه منم نازنينه!

 

دختر: مرسي! شما مجردين؟

 

پسر: بله. شما چي؟ ازدواج كردين؟

 

دختر: نه منم مجردم! راستي تحصيلاتتون چيه؟

 

پسر: من فوق ليسانس مديريت از دانشگاه MIT دارم!!! شما چي؟

 

دختر: من فارق التحصيل رشته گرافيك از دانشگاه سوربن فرانسه هستم.!!!

 

پسر: WOW چه عالي! واقعا از آشناييتون خوشبختم.!

 

دختر: مرسي منم همينطور! راستي شما كجاي تهران هستين؟

 

پسر: من بچه تجريشم! شما چي؟

 

دختر: ما هم خونمون اونجاس! شما كجاي تجريش ميشينيد؟

 

پسر: خيابون دربند! شما چي؟

 

دختر: خيابون دربند!؟ كجاي خيابون دربند؟

 

پسر: خيابون دربند ، خيابون........كوچه..........پلاك......... ، شما چي؟

 

دختر: اسم فاميليه شما چيه؟

 

پسر: من؟ ******! چطور!؟

 

دختر: چي؟ حامد تويي؟ خجالت نميكشي چت مي كني؟ تو كه گفتي امروز با خواهرت  ميخواي بري قسطاي عقب مونده ي خونه رو بدي! مكانيكي رو ول كردي نشستي چت مي كني؟

 

پسر: عمه مولوك شمايين!؟ چرا از اول نگفتين؟ راستش! راستش!

 

ديشب مي خواستم بهتون بگم امروز با فريده..... ، آخه مي دونين............

 

دختر: راستش چي؟ حالا آدرس خونه منو به آدماي توي چت ميدي؟ ميدونم به فريده چي بگم!

 

پسر: عمه جان! تو رو خدا نه! به فريده چيزي نگين! اگه بفهمه پوستمو ميكنه! عوضش منم به عمو فريبز چيزي نميگم!

 

دختر: اوووووووم خب ، باشه چيزي بهش نميگم. ديگه اسم فريبرزو نياريا !

 

پسر: باشه عمه مولوك باي.......!!!

+ به قلم حامد در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 و ساعت 15:23 |

میبینم که آق حامد شاعرم شدن!!!

ببین شعرش باحاله جون مادرت درست بخونش نمیتونی بگو برات بخونم ضبط کنم بذارم!

فقط عیب رو شعر نذار که شاکی میشم!

از طرف حامد به یه بنده خدایِ خیالی از جنس بدجنس (همون جنس مونث منظورمه)!

دو دستت در دماغت بود روزی (خودش میدونه کیو میگم!) 

مـرا دیـدی بـگُرخیدی تو مـووزی (مـگه مجبوری سر قرار دستتو بکنی تو دماغت؟!)

مـــن اکنون با یکی دیگر رفیقم (آزیتا دختر خانم احمدی)! خودش میشناسه! فضولیش به شماها نیومده!!!

اینو گفتم که تو یکّم بسوزی (از جاهای بد بد)

به من گفتی که بی تو در عذابم (آخی...طـــــفلک!)

تو را میبینم هر شب من به خوابم (از بــس دوسم داره!)

اگر یکدم نباشی رو به موتم (ایشالا)

بیا پیشـم بمــون ای دوست نابم (منو میگه هـا)

من از عشق تـو هر شب مست مستم (عـــرق خـــوری؟!)

مشنگو مُنگلم شیشه به دستم (تـریپه بـــاده فـــروش مِی بـــده و ایــنا!)

با من دوست شو دوباره ای حامدجون (عمرا")!

که من تا آخرش عاشقت هستم (آره جون عمت)!

شعر و تنظیم و بقیه کارا از : حامد.ح (در حالت خواب و بیداری)!

اول بدون پرانتز بخونین بعد با پرانتز بخونین

هر پرانتز مخصوص همون مصراعه (پسرا که متوجه میشن اینو میگم که دخترا قاطی نکنن)!

قابل توجه دخترا : اگه نتونستین بخونین زیاد به خودتون فشار نیارین همون دو مثقال مخی هم که دارین دود شه بره هوا!!! به من بگین یه جور میذارم که بتونین بخونین!!

خوش و خرم و شاعر باشین

قوربون شوما حامد.ح...

+ به قلم حامد در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 و ساعت 21:35 |

 حالا پيش خودتون میگین چرا اول مطلب نوشتم هلو!(البته فقط دخترا.از بابت پسرا خیالم راحته که متوجه میشن)...

دخترا زیاد نمیخواد به خودتون فشار بیارین. فکر نکنین! خودم الان توضیح میدم...

حالا چرا نوشتم هلو؟!

این Hooloo نبوده و Hello میباشد...

آخه رفتم کلاس زبان آقا معلممون گفته خارجکی حرف بزنین که قوی بشین تو خارجکی حرف زدن...

من هم از امروز شروع کردم...

خب بگذریم...

خوبین؟؟؟چه خبرا؟؟؟

دیگه اسکول ها هم که تموم شده...

خاطر نشان کنم که این Oskol نیست...School'e... سر همون قضیه کلاس زبان...

رفقا میگن اگه درس رو از  دانشگاه ها حذف کنن عالی میشه...

ولی بعضیاشون میگفتن درسم حذف کنن دیگه فایده نداره. میگفتن دافا هم که اصلا پا نمیدن (آره جون عمه هاشون کم مونده بیان بپرن تو بغلت)

رفقا میگنا من نمیگم...whistling

میگن دخترا همشون پاکن...

پاکن و نمیخوان تابلو بازی در بیارن و جلب توجه کنن فقط شلوارشون یه 15-10 سانتی کوتاهه(البته نیت بدی ندارن...نیّتشون صرفه جویی تو پارچس)...

پاکن و نمیخوان تابلو بازی در بیارن و جلب توجه کنن فقط مقنعه هاشون 5 تا 10 سانت کوچیکتر میشه هر سال(گفتم که نیّتشون خیره میخوان پارچه کم مصرف کنن)...

پاکن و نمیخوان تابلو بازی در بیارن و جلب توجه کنن فقط موهاشون سیخه(البته بازم نیّتشون خیره واسه اینکه سیخ کم شده برای اینکه کشور رو تحریم کردن سیخ دیگه وارد نمیکنن و برای درست کردن جوجه کباب و کباب به مشکل بر میخورن.اینه که میخوان به ماما و پاپا کمک کنن)...

پاکن و اصلا دنبال پسر نیستن فقط چشاشون مثه تلسکوپ میمونه(تا فاصله 350 متری هرچی پسر خوشتیپ باشه زل میزنن تو چشاش(البته بازم نیّتشون خیره.میخوان به علم نجوم کشور کمک کنن و ماههایی مثل پسر خوشتیپارو کشف کنن)...

پاکن و نمیخوان تابلو بازی در بیارن و جلب توجه کنن فقط لاک قرمز میزنن به ناخوناشون روی اونم ستاره های نقره ای میزنن(آخی.نه اینکه هیچی نمیخورن (همیشه تو رژیمن واسه اینکه هیکلشون مانکنی بمونه)واسه همین کلسیم بدنشون کمه و ناخونشون سفید سفید میشه.

طفلکیا میخوان این سفید سفیدیا معلوم نباشه وگر نه اصلا قصدشون تابلو بازی و جلب توجه نیست...

پاکن و نمیخوان تابلو بازی در بیارن و جلب توجه کنن فقط تا جلو چنتا پسر میرسن یهو یه جک یادشون میاد و واسه دوستشون تعریف میکنن و با بلندترین ولومی که میتونن میخندنlaughing( البته اونا میخوان دوستاشونو بخندونن و شاد باشن و اصلا قصدشون جلب توجه پسرا نیست)...

خلاصه پاکن و نمیخوان تابلو بازی در بیارن و جلب توجه کنن فقط تابلو بازی در میارن و جلب توجه میکنن(اصلا دست خودشون نیست. کلا با آی کیویی که من ازشون سراغ دارم نمیتونن به خوبی فکر کنن و درست تصمیم بگیرن.کلا کاراشون غریزیه)...

راستی توجه کردین مگسا فقط رو دخترا میشینن؟!

بگذریم...

خوب دیگه من باید برم...

تا آپ بعدی خداحافظ...منتظر نظرات شوما هستم

+ به قلم حامد در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 و ساعت 13:35 |

JavaScript Codes JavaScript Codes JavaScript Codes