تبليغاتX
بزرگترین وبلاگ آنتی دختر (ضد دختر)!!!

سلام!

شاید این پست اصلا ربطی به عنوان وبلاگ نداشته باشه! (شاید چیه؟! اصلا ربطی نداره!) این روزا یه چیزی تو مخم سنگینی می کنه ... نمی دونم چرا واقعیت ها همش چرند به نظر میرسه! خسته شدم انقد نشستم و خوابیدن شماها رو دیدم! منم از شماها بدتر! آخه میخوام بدونم ما چی داریم واسه از دست دادن؟!

میترسین دیگه ماست خیار با نون خشک نداشته باشین واسه خوردن؟!میترسین دیگه نتونین بنز همسایتونو ببینین و آه بچه تونو بشنوین؟!میترسین ماهی ۱۵۰ هزار تومن حقوقتونو ندن که حتی پول اجاره خونتونو نتونین بدین؟!

ماها چی داریم واسه از دست دادن؟! هان؟! همه چیمون به باد رفت!آره هنوزم هستن کسایی که میرن و برای انرژی هسته ای سر و دندون میشکنن! چیه؟ چرا شاکی میشی؟! خب راس میگم!

آخه بیچاره ها هر وقت معضل فقر  و بی سوادی رو حل کردین٬ اون وقت برین انرژی هسته ای تونو حق مسلم بدونین!

من با چشای خودم دیدم که اخبار همین جمهوری ... پیر مردی رو نشون می داد که داد میزد : انرژی هسته ای حق مسلم ماست!!!

رفتن ازش پرسیدن : آقا به نظر تو چرا انرژی هسته ای حق ماست؟!

(خوب فک نمی کنم این حرفا فایده داشته باشه٬ اما وقتی جوابشو شنیدم من به جای اون مرد خجالت کشیدم!)

گفت: من برای حفاظت از اسلام میخوام که انرژی هسته ای رو به دست بیاریم و برای دفاع از اسلام ... !

من مُردم! من خواستم همون لحظه بشینم و زار زار گریه کنم!

آخه می خوام بدونم اورانیوم غنی شده چه ربطی به شمشیر حضرت علی و احادیث حضرت محمد و یا هر چیز دیگه ای داره؟!

قسم میخورم که اون مرد اصن نمی دونست برا چی بیرون اومده و شعار میده!!!!

مردم بیدار شین! آخه تا کی جهل؟! ایرانمون رو تیکه تیکه کردن! اینو ببینید! تبعیت از قوم عرب کافیه! تمومش کنین دیگه سر جدتون!

میدونم ۸۰ درصد از شما بعد از خوندن مطالبم میگید که این آدم نیست!میتونم حدس بزنم چی میگین و چی میشه! ولی باز چند لحظه به خودت و وضعت نگاه کن! ببین آیا به عنوان یه انسان اینه حق تو؟!

محروم از همه چی! حتی نوشتن!! ماها با نوشته هامون حکم مرگمون رو امضا میکنیم!! باور کن! تموم حقها رو ازمون میگیرن! واضحه که وبلاگ من هم به خاطر این پست کوچک فیلتر خواهد شد! چون این مملکت اجازه ی گفتن حقیقت رو هم به ماها نمیده!!! صد رحمت به بلاگ اسپات! تا حالا فک کردین که چرا کسی که میخواد یه وب س ک س ی بزنه یا سیاسی بنویسه٬ چرا بلاگ اسپات رو انتخاب میکنه؟! فقط اونایی که منگل تشریف دارن تو بلاگفا از این غلطا میکنن (مثه من!) 

وقتی یه کاریکاتور از حضرت محمد تو یه مجله خارجی کشیده شد!!!ایران منفجر شد! مطبوعات! مردم! آخوندها و سران هم بماند!!

اما در مورد فیلم ۳۰۰!!!!

خیلی راحت به ما پدرامون و نسلمون و از همه مهم تر به سرزمینمون توهین کردن اما حتی یه نفر نگفت به چه حقی؟! چه طور این اجازه رو به خودتون دادین؟!

هیچکس در مقابل این فیلم عکس العمل نشون نداد! حرفا تکراریه. میدونم! ولی اگه اینارم نگم بغض خفم میکنه.

من یه پسر ۲۰ ساله هستم و از همه چیز محروم! (نخیر! تو دهات بزرگ نشدم!) فقط به این دلیل که یه مشت آدمه ... سران مملکتم هستن!!سیستم آموزشی ایران در وحشتناکترین وضعیته! جوونای ایرانی جوون بودن رو تجربه نمی کنن!!

هیچ وقت نفهمیدیم که آزادی یعنی چی!!

هیچ وقت این فرصت رو نداریم که کنار درسهامون حتی یه کتاب دیگه رو مطالعه کنیم!

اطلاعات عمومی همه صفر! (البته زیره صفر! اینو گفتم که زیاد ناامید نشی!)

میخوام بدونم هیچ نوجوان ایرانی هست که بدونه گردش علمی یعنی چی؟!

بدونه علم چیه؟؟

اینجا درس رو یاد نمیگیرن فقط حفظ می کنن! چون کسی که یاد بگیره نمی تونه بالا بره! شرط رئیس بودن توی ادارات عضو بسیج شدنه!!

...

کسی که عضو بسیج باشه تو دانشگاه سهمیه داره! کافیه که گزارش بدی! دیگه اونا کاری به سواد تو ندارن! آهاي اوني كه خودش ميدونه...با پارتي بازي رفتي سهميه بسيجي فعال گرفتي٬ پزشكي دانشگاه تهرون قبول شدي! تو كه اصلا نميتونستي اسمه خودتو بنويسي! چرا فك ميكني ملت به پزشكايي مثه تو نياز داره! چن نفر با سواد درپيتي تو در آينده اي نه چندان دور جان خود را زير تيغ تو از دست خواهند داد؟! د بگو ديگه... 

تو فقط سر جوونارو به باد بده خودشون بهت حتی مدرک دکترا رو هم میدن! نیازی به درس خوندن نداری!

ماها کلاه سر خودمون میزاریم با درس خوندن! كلاهي گشاد كه تا زير زانو هم مياد!

...

هموطنای من دارن تو فقر دست و پا میزنن یه دختر هم سن و سالم

برای اینکه به نون شبش محتاجه میره خود فروشی میکنه! چرااااااا؟

همه دارن برا نون شب جون میکنن و در آخر هیچی به دست نمیارن!

یه خونه ی دوبلکس کنار یه خرابه چسبیدن به هم٬ توی دوتاش چند تا بچه هستن که انسانن و به دنیا اومدن هیچ کدومشون دست خودشون نبود و حق انتخاب نداشتن٬ اما یکی تو ناز و نعمت و یکی محتاج نون شب! نميدونم گريه كنم! بخندم! يا بگم به من چه؟!

بیدار شین!

بیدار شین!

ما این وضعیت رو داریم از اون طرف دارن پولای ما رو خروار خروار میفرستن واسه لبنان و فلسطین! اونا گشنه نمونن!مردم خودمون به درک! بابا به چه زبوني بگم چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است چرا اينو نميفهمي محمود جان! نميفهمي يا خودتو زدي به نفهمي؟! سه ساله داري شعار ميدي... تو كه مرد عمل بودي! كو پس؟!

ماها همه خوابیم! حالا همه پاشین! دست به دست هم

بیاین همه با هم به ویران شدن ایران بگیم : نه! اینا الان فقط یه شعاره!

اما ما میتونیم این شعار رو عملی کنیم! ما میتونیم بازم آزاد باشیم! (البته اين معني آزاد بودن خودش يه جلسه وقت نياز داره!) در حال حاضر مردم ما خودشونم نمی دونن چی کار می کنن! تموم نژاد ها افتادن به جونه هم!

کردا واسه ترکا جک میسازن ترکا واسه کردا.يه روز يه ترك...يه روز يه كرد... يه روز يه لر... يه روز يه فارس... يه روز يه...

ترك و كرد و لر و فارس و ارمنی و ... همه و همه به جون هم افتادن!

گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من / آنچه هرگز به جايي نرسد فرياد است

اینا همش فریاد زیر آبه! چرا باید ماها با تنفر کنار هم زندگی کنیم؟!

مگه غیر از اینه که ماها همه ایرانی هستیم و ایرانی خواهیم بود؟!

ما میتونیم که دوباره ایرانمون رو از نو بسازیم.

اگه بخواهيم ميتونيم! چون خواستن توانستن است!

 

پ.ن : اين پست موقته! بعده يه مدت حذف ميشه! آخه امنيت جاني نداريم كه!

+ به قلم حامد در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387 و ساعت 13:28 |
سلام به طرفداران پروپا قرصه بزرگترين وبلاگ آنتي گرل! خب دلم نميخواد بگم ولي چيكارش ميشه كرد؟ اومدم بگم اين شيش ماهي كه در خدمتتون بودم واقعا برام خوش گذشت ... پيشنهادات، انتقادات، گاها" فحشاتون همش برام نوش بود! اين وبلاگ قصده توهين به دخترارو هم نداشت. خب اين يه جمله رو گفتم كه مديون نباشم و آخرالزمان اين دخترا نيان يقه ي منو بچسبن!

بالاخره هر آغازي يه پاياني داره و منم امروز به همون نقطه ي پايان خودم رسيدم (من كه نه! وبلاگم!)...

تشكر ميكنم از همه ي دختر پسرايي كه اومدن كامنت گذاشتن...ايراد گرفتن و مخلصه كلوم اينكه منو تحمل كردن. اونايي هم كه چشمه ديدنه اين وبلاگو نداشتن (بعضي دخترا!) به اونا هم تبريك و شادباش ميگم. همچنین به اون بیکارایی که هی میومدن به وبم و اون بغل یه نظر میدادن که "آقا درشو بذار!" rolling on the floor به اونا هم تبریک میگم! نميدونم چقد تو كارم موفق بودم ولي اينو ميدونم كه چون هيچ فحشي نثاره كسي نكردم پيشه آقا وجدانم راحتم...

شايد ( شايد هم حتما!!!) ديگه اين وبلاگ به روز نشه ولي تنها تقاضايي كه دارم اونايي كه واقعا با وبلاگم انس گرفته بودن، حامدو فراموش نكنن. فقط ميتونم از طريق چت در خدمت شما عزيزان باشم...

آرزوي سلامتي و موفقيت دارم به همه دختر پسراي ايران زمين... هر جا كه هستين موفق باشين ... بخندین تا دنیا به روتون بخنده! happy

خدايا چنان كن سرانجام كار /  تو خشنود باشي و ما رستگار happy

والسلام علي من التبع الهدي

+ به قلم حامد در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 و ساعت 19:32 |
1- درسته كه من بعضي مواقع به تو فكر نميكنم، ولي دنيا كه به آخر نميرسه ... چرا اينو درك نميكني بابا؟!

۲- وقـتي جايي داریم ميریم، به پير، به پيغمبر، هرچي ميپوشي قشنگه و بهت مياد! اينقــدر سئوال نكن!

۳- چپ ميرم‌، راست ميرم،‌ آبغوره ميگيري، به جون خودم وخودت يه كارخونه آبغوره‌گيري بزن پول توشـه!

۴- بابا هرچي ميخواي رو راست بگو! چرا طفـــره ميري؟! به من چه كه شوهرخواهرت براي خواهرت گردنبند مرواريد خريده؟ منظورت چيه؟!

1- حواس ندارم خب! چرا قهر ميكني؟! خب آدميزاد يادش ميره تولدت و سالگرد ازدواجمون كي بوده! دو روز قبلش بهم يادآوري كني ميميري؟!

1- بابا ! من نوكرتم! شما فقط هم با «آره» و «نــه»‌ جوابمو بدي كافــيه! دليل و برهان و اين چيزا نميخواد ديگه!

1- وقـتي مشـكلي داري كه ميتونم حلش كنم، بيا نوكرتم هسـتم. ولي اگه فـقط ميخواي درد دل كني و خودتو لوس كني، من نوكرتم! دست از سر ما ور دار! برو به دوســتات تلفن كن!‌

1- اگه ميگي 17 ماهه كه سردردي داري و نميشـه بهت نزديك شد،‌ پس قضــيه جديه! برو پيش دكـتر خب!

1- بابا! بنزين زدن كه كاري نداره!! جون مادرت خودت بزن!‌

1- اگه يه چيزي گفـتم كه ازش دو جور برداشت كردی، به خدا منظـور من اون برداشـت خوبه بوده!‌ آتيش به پا نكن!

1- حسودي نكن نوكرتم! بهـت هم بر نخوره! خدا چشم داده براي ديدن و لذت بردن از زيبائي‌ها!

1- آخه من نوكرتم! تمام زندگيمون كه نميتونه مثل اون سه چهار هـفـته اول باشـه! چرا نميفهــمي؟!

1- بابا! من كه علم غيب ندارم، از اونچه كه تو كله سركار خانوم هم ميگذره خبر ندارم! از روي چشمات هم نميفـهمم چــته! زبون كه داري ماشــالله! خودت بگو دردت چيه!

1- وقـتي ميپرسم «چه شـده؟» و تو ميگي «هيچي!»، من كه ميدونيم داري دروغ ميگي و «يه چيزي شـده!» ولي به روي خودم نميارم كه درگير عواقب وخيم بعــدي‌اش نشــم!
... همين!
+ به قلم حامد در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 و ساعت 21:49 |
سلام عزیزان! میدونم این دو پست آخری مطلب از حالت طنز خارج شده و رفته به حالت آموزشی!!! ولی لازم دونستم حتما این پستو بزنم ... در ضمن ریحانه خانوم انقد خودتونو جر ندین! من در خدمتم! 

۱. به هیچ دختری جواب واضح ندید مگر این که جواب نه باشه! یعنی چی؟! اگه رفتید کافی شاپ گفت بشینیم اینجا ، می گید نه! بشینیم بغلیش! کنترل کنترل کنترل!
2. هیچوقت اون چیزی رو که می خواد بهش ندید. این خیلی مهمه. به مثال میزنم ببنید تا کجا باید قوی باشید. اگر دختری رو ناز می کردید بفرما زد که بیا و  blushing ... بگید یه خورده باید صبر کنی. هنوز به اندازه ی کافی موهاتو ناز نکردم!
3. طوری رفتار کنید که هیچ وقت نفهمه تکلیفش با شما چیه. بگید ما دوست عادی هستیم فقط، بعد دستاشو مثله عاشقا ناز کنید!
4. رفتارتون قابل پیش بینی نباشه. یه دفعه که کاره بد کرد یه بوسش کنید و کاره خوب که کرد یه دره کونی (به شوخی!!) بهش بزنید. دفعه ی بعد برعکس.

رفتار بالا رو همیشه می تونید انجام بدید. تا زمانی که می بینید دختره حال می کنه و اگر هم اعتراضی می کنه عشوه و دل بری می تونید این طوری رفتار کنید. ولی خیلی هم زیاده روی نکنید و حال طرف رو نگیرید.

دیگه من برم، در ضمن هنوز ایمیل هامو چک نکردم ، اگر چیزی نوشتید در اولین فرصت جواب می دم...

+ به قلم حامد در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 و ساعت 19:41 |
من سعی اصلیم اینه که شما یاد بگیرید چه طور دخترهایی رو هم که حتی در برخورده اول به شما علاقه ای نشون نمیدن، کم کم به خودتون علاقه مند کنید! ولی اشکاله کار این جاست که این چیزی نیست که شما یک شبه یاد بگیرید و چیزی هم نیست که شما بتونید در یک آن دختری رو به خودتون علاقه مند کنید!

همونطور که گفتم این داستان نیازمند وقت و انرژی صرف کردنه تا موقعی که بتونید اون تغییرات اساسی رو در خودتون بوجود بیارید. از اونجایی که خیلی هاتون آدم های کم طاقتی هستید امروز می خوام بهتون یه فرمول بدم که بشه ازش همه جا استفاده کرد، ولی این فرمول یه پیشنیاز داره و اون هم اینه که برای این که کار کنه دختره هم باید از شما (یه ذره!) خوشش بیاد!


مرحله ی یک: در مرحله ی یک شما دنباله یه راهی هستید که بتونید دخترهایی رو که به شما یه حداقله علاقه رو دارن پیدا کنید. چون شما آدم های زرنگی هستید  و نمی خواید وقت خودتون رو با دختر هایی که باید مدت ها روشون کار کنید و خرجشون کنید و ... تلف کنید! آسون ترین کار برای پیدا کردنه این دختره ها استفاده از نگاهه! تو هر جایی که هستید حواستون به دخترهایی که تو چشمتون نگاه می کنن باشه.

مرحله دو: تاییدیه گرفتن برای مرحله ی یک - برای این که نه خودتون رو خراب کنید و نه این که بی خود مزاحمه کسی بشید که ازتون خوشش نمیاد٬ باید مطمئن شید که نگاه اول از روی کنجکاوی و بی کاری و ... نبوده و واقعا یک check out واقعی بوده. باری این کار بعد از این که نگاهه اول انجام شد (برخلافه ایده ی عمومی که انقدر به دختره زل بزن که از رو بره و بفهمه تو چه آدمه قوی ای هستی!) شما نگاهتون رو بر می گردونید. نه با حالت بد، بلكه عادی. و سعی می کنید که دوباره یک نگاه بگیرید که مطمئن شید نگاه اول واقعی بوده. وقتی نگاه دوم رو گرفتید قبل از این که نگاهتون رو بر گردونید یه نیم لبخندی به دختره می زنید و خوب حواستون رو جمع می کنید ببینید عکس العملش چیه. اگر عینه گاو روشو کرد اون ور و خودشو ان کرد، کسی نیست که شما دنبالش می گردید. اگر اون هم یه ته لبخندی تحویلتون داد، می فهمید که مرحله اول به خوبی انجام شده و دختره مورد نظر برای مراحل بعدی آمادست. love struck

مرحله ی سه: مرحله ی سه مرحله سختیه ، چون مرحله ایست که باید بدون این که تخماتون توی دهنتون بیاد برید جلو و ارتباط بر قرار کنید! بدترین کاری که می تونید بکنید اینه که برید جلو بگید سلام من حسن قلی ام! laughing چون دختره بلافاصله تو دلش می گن به من چه! بهترین کاری که می تونید بکنید اینست که به طور غیر مستقیم خودتون رو به جایی که دختره هست نزدیک کنید. هیچ وقت مستقیم به طرفش قدم بر ندارید که دارم میام باهات حرف بزنم ، خیلی بده. مثلا فرض کنید توی یک بار هستید و دختر دمه بار نشسته، نرید طرفه دختره ، به هوای گرفتن یه نوشیدنی برید جلو، انگار نه انگار که اصلا دختره هست اونجا ولی خودتونو به جایی برسونید که بتونید باهاش به راحتی صحبت کنید. (اگر وردارید بنویسید که آقا در شهره ما بار وجود نداره یا خودمو می کشم یا شما رو! نه، شما رو می کشم. بار نه کتابخونه، نه سوپرمارکت، نه پارک، نه مهمونی) یه حسنه بزرگ این کار اینه که اگر باهاش حرف زدید و خیطتون کرد و محل نداد کمتر حالتون گرفته می شه تا زمانی که مستقیم برید جلو. وقتی که نزدیک شدین و یه چند دقیقه گذشت یه سوژه از شرایطی که درش هستید گیر بیارید و باهاش سره حرفو باز کنید. نه با تته پته و هول شدن، خیلی راحت. مثلا تو همون باری که بالا مثال زدم می تونید بگید چه موزیکه خوبی، همیشه سه شنبه ها این سبک موزیک می زنه؟ (دیدید چی شد، نه سلام من قلی هستیم، نه من می تونم چند دقیقه وقت گرانبهاتون رو بگیرم و...) اصلا مهم نیست که دختره چی جواب میده یا شما چی می پرسید ، مهم اینه که شما می خواید برخورد دختر رو ارزیابی کنید. اگر علاقه مند به حرف زدن بود و شروع کرد به این که هرچی ... نمی دونم من دفه ی اولمه تو ... علامته خوبیه. اگر خشک گفت: نه یا مثلا نمی دونم یا .. وقتتون رو تلف نکنید، فقط می خواسته بکشونتتون جلو که برید بگید می تونم وقتتون رو بگیرم که بگه نه حالتون رو بگیره. حالا شما پاتک زدید مستقیم نرفتید جلو حاله خودش بیشتر گرفتس! اگر خیلی از دختره خوشتون اومده و جواب اول اونی که می خواید نیست ولی خیلی هم خشک و کوتاه نیست می تونید یه سوال دیگه هم بکنید. اگر دیدید باز اوضاع همونطوره، قبل از این که با یه برخورده بد مواجه بشید خودتون محل کار خود رو ترک گفته و به پناهگاه وارد شوید = فرار (از دوران جنگ خواننده داریم؟! یا همه کم سن و سالید؟!)

مرحله چهار: این مرحله دیگه بستگی داره هدفتون از ایجاده اون ارتباط چی بوده.

بعد از این که دیدید نه واقعا به شما علاقه منده و حرف ها داره خوب پیش میره، بسته به جایی که هستید یه بهانه بیارید و اون جا رو ترک کنید. مثلا: تو بار - دوست داری بریم یه قدم بزنیم. تو کلاب: صدا اذیت می کنه، می خوای بریم بیرون راحت تر حرف بزنیم و ...


از این به بعدش رو خود دانید. به هرجا که دوست دارید ختم کنید داستان رو.

یادتون باشه ، خوشگل یا بد گل یا هرچی، اگر ظاهر آراسته داشته باشید، همیشه دختری پیدا میشه که از شما خوشش بیاد. لا اقل از هر صد تا دختری که می بیند یکیش از شما خوشش میاد. پیداش کنید و وقتتون رو با 99 تای دیگه ای که از شما خوششون نمیاد تلف نکنید. نگاه بزرگترین سر نخه ، حواستون باشه.

موفق باشین...

+ به قلم حامد در شنبه شانزدهم شهریور 1387 و ساعت 14:55 |

JavaScript Codes JavaScript Codes JavaScript Codes